♥عاشق اما نه با دلی شکسته ♥
خدایا آخرش نفهمیدم اینجای که هستم تقدیر منه یا تقصیر منه.!!؟؟؟!!!

من یه دخترم

 پسر نیستم که هروقت دلم گرفت برم خیابون قدم بزنم

پسرنیستم که روزی 100بار دل بشکنم

که 10تا دوس دختر داشته باشم

من یه دخترم

کسی که روزی 100بار دلشو میشکونن 

کسی که هروقت دلش شکست گریه میکنه هو همه بهش میگن بچه نه نه 

کسی که هروقت بخواد بره بیرون باید به 200سوال 10نفر جواب پس بده 

کسی که مهرمی ورزه و خدای احساساته اما کسی به دل سوزیاش اهمیت نمیده

کسی که کمتر کسی بهش توجه  میکنه

کسی که روزی 30.40 نفر بهش پیشنهاد رفاقت میدن اما نه به خاطر خودش به خاطر تنش

کسی که خانوادش بهش اجازه نمیدن مستقل باشه و همیشه بچه حسابش میکنن

کسی که اگه ظاهر نمایی نکنه میگن کمبود داره 

کسی که هرسختی رو تحمل میکنه اما بازم بهش میگن ضعیف

دختر بودن یعنی

به کاربردن تموم زورت واسه حفظ کردن خودت

یعنی موندن پای عشق تا اخر عمر 

یعنی مقصر بودن تو هر اتفاق

دختر بودن یعنی با پسرا فرق داشتن

من یه دخترم و به دختر بودنم افتخار میکنم


+ تاريخ پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ | ساعت14:8 | نويسنده AGirl |


وقتی میگم دلم گرفته واسم آسمون ریسمون نباف .

جک نگو.فیلسوف نشو فقط دستاموبکشو بغلم کن.همین.



+ تاريخ یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ | ساعت10:32 | نويسنده AGirl |


لاک غلط گیرو برمیدارمو.تورو از تموم خاطراتم پاک میکنم

تو<<<<<<<یه غلط اضافه بودی تو زندگیم>>>>>>.اره.

آهای تویی که مخاطب خاصم بودی.باتوام


+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ | ساعت22:51 | نويسنده AGirl |


خدایا میشه سرمو بذارم رو پاهات؟؟؟؟؟؟چشمامو ببندم .تو دست بکشی رو مو هام .منم آروم بخوابم .فقط یچیز تا خوابم نبرده بگم .خیلی خستم اگه میشه بیدارم نکن


+ تاريخ پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ | ساعت16:29 | نويسنده AGirl |



+ تاريخ جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | ساعت14:53 | نويسنده AGirl |


دوست دارم تکیه کلام تو بود ....من بی جهت به اون تکیه کرده بودم

+ تاريخ شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲ | ساعت16:13 | نويسنده AGirl |



سلامتی سیگارم که ذره ذره میسوزه اما به اعصابم آرامش خاصی میده


+ تاريخ چهارشنبه سوم مهر ۱۳۹۲ | ساعت15:23 | نويسنده AGirl |



+ تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۲ | ساعت13:52 | نويسنده AGirl |


خدایا  پس کی میخوای کنسلو بزنی.؟؟؟؟..فکر نمیکنی زیاد از حد واسم بدبختی دانلودکردی

+ تاريخ پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ | ساعت14:55 | نويسنده AGirl |


من یک دخترم ....تنی ظریف و صدایی نازک دارم اما با همه ی این ها میتونم یک شبه تمام هویت مردانه ات را به آتش بکشمبه افتخار تموم دخترا

+ تاريخ جمعه پانزدهم شهریور ۱۳۹۲ | ساعت10:25 | نويسنده AGirl |


نیا باران نیا من مدت هاست در نبود کسی خشکیده ام


+ تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ | ساعت10:23 | نويسنده AGirl |


آهای تویی که" شما" خطابم کردی صدای شکستنمو شنیدی؟!؟!؟.تویی که بهم میگفتی احساساتی خاطراتمونو نگاه کردی.؟!؟!

من همون شمای دیروز با احساسات بی دریغت به "تو"تبدیل شدم و بازدوباره  "شما "شدم.

حالا خودت بگو من احساساتیم یا" شما"


+ تاريخ دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۲ | ساعت10:5 | نويسنده AGirl |



+ تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ | ساعت15:0 | نويسنده AGirl |


از يك طرف عذاب وجدان داشت واز سويي خوشحال بود. عذاب وجدان داشت چون به رابطه اش با سام براي هميشه پايان داده بود. سامي كه ۳ سال عاشقانه دوستش داشت سامي كه بارها به خاطرش آشوب به پا كرده بود.سامي كه به خاطرش از خيلي چيزها  واز خيلي كس ها گذشته بود و خوشحال بود چون ديگه ميان خودش وعشق جديدش حمید هيچ مانعي نبود.بلاخره از اين دو راهي جانکاه خلاص شده بود.

ماجرا بر ميگشت به ۸ ماه قبل روزي كه تينا براي اولين بار با حمید تو چت آشنا شد.ابتدا اونها فقط درباره كامپيوتر واينترنت حرف ميزدند و حمید تينا رو در اين موارد راهنمايي مي كرد. ولي هر از گاهي درباره خودشون هم حرف مي زدند.

تينا برای حمید احترام خاصي قائل بود.حمید با تمام پسرهاي كه تينا تا به امروز ديده بود فرق داشت.حتي با دوست پسرش سام.هنر بزرگ سام بلند كردن موهاش وپوشيدن لباسهاي تنگ و كوتاه بود. ولي حمید يه انسان والا يك روشنفكرو يه شخصيت فوقالعاده بود.


ادامــه مطلــب

+ تاريخ یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ | ساعت9:39 | نويسنده AGirl |


امروز روز دادگاه بود ومنصور میتونست از همسرش جدا بشه.منصور با خودش زمزمه كرد چه دنیای عجیبی دنیای ما. یك روز به خاطر ازدواج با ژاله سر از پا نمی شناختم وامروزبه خاطر طلاقش خوشحالم.

ژاله و منصور 8 سال دوران كودكی رو با هم سپری كرده بودند.انها همسایه دیوار به دیوار یگدیگر بودند ولی به خاطر ورشكسته شدن پدر ژاله، پدر ژاله خونشونو فروخت تا بدیهی هاشو و بده بعد هم آنها رفتند به شهر خودشون.بعد از رفتن انها منصور چند ماه افسرده شد. منصور بهترین همبازی خودشو از دست داده بود.

7سال از اون روز گذشت منصور وارد دانشگاه حقوق شد.

دو سه روز بود که برف سنگینی داشت می بارید منصور كنار پنچره دانشگاه ایستا ده بود و به دانشجویانی كه زیر برف تند تند به طرف در ورودی دانشگاه می آمدند نگاه می كرد. منصور در حالی كه داشت به بیرون نگاه می كرد یك آن خشكش زد ژاله داشت وارد دانشگاه می شد. منصور زود خودشو به در ورودی رساند و ژاله وارد شده نشده بهش سلام كرد ژاله با دیدن منصور با صدا گفت: خدای من منصور خودتی.بعد سكوتی میانشان حكم فرما شد منصور سكوت رو شكست و گفت : ورودی جدیدی ژاله هم سرشو به علامت تائید تكان داد.منصور و ژاله بعد از7 سال دقایقی باهم حرف زدند و وقتی از هم جدا شدند درخت دوستی كه از قدیم میانشون بود بیدار شد .از اون روز به بعد ژاله ومنصور همه جا باهم بودند آنها همدیگر و دوست داشتند و این دوستی در مدت کوتاه تبدیل شد به یك عشق بزرگ، عشقی كه علاوه بر دشمنان دوستان رو هم به حسادت وا می داشت


ادامــه مطلــب

+ تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ | ساعت9:46 | نويسنده AGirl |


هــــی رفیق هر 39 روز یکبـــار از رفیقت یه یادیــ بکن که اگـــه مرده بود به چهلمش برســـی

 


+ تاريخ پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۹۲ | ساعت18:46 | نويسنده AGirl |



+ تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ | ساعت15:47 | نويسنده AGirl |


سلامتی پسری که به عشق عشقش عرق میخوره اما نمیدونه عشقش زیر کس دیگه ای عرق میکنه


+ تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ | ساعت15:39 | نويسنده AGirl |


هرگاه می خوام بیام به سمتت یادم میافته به کلمه دلتنگی دلیل خوبی واسه تکرار اشتباه...هرموقع که  کم میارم میگم اصلا مهم نیست..ولی تو خودت میدونی چقدر واسم مهمه


+ تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ | ساعت15:38 | نويسنده AGirl |


میگن خاطرات نمک زندگیه اما چرا کسی اینو نمیفهمه من که تمام خاطراتم زخمیه نمک واسم مزه درد میده


+ تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ | ساعت15:35 | نويسنده AGirl |


بی وفا رفتی حرفای اخرتو زدیو رفتی..لاقل میذاشتی منم حرفامو بزنم...لحظه ای صبر میکردی تا واسه آخرین بار چشماتو ببینم...حتی اگه شده توی خیالم دستاتو بگیرم...چقدر راحت دلمو شکوندی..تو حتی یه کلمه از حرفامو گوش نکردی...چقدر راحت پاگذاشتی رو دلم...اما حالا بی خیال دیگه حالا من موندمو یه دنیا پر از غم...میخوام فقط بهت بگم 

عشق جدیدت مبارک عزیزم


+ تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ | ساعت15:30 | نويسنده AGirl |


روزگاری در گوشه دفترم نوشته بودم تنهایی رو دوست دارم چون بی وفا نیست....تنهایی رو دوست دارم چون درونش هشق دوروغین نیست...تنهایی رو دوست دارم چون تجربه اش کرده ام...

اما از روزی که با تو آشنا شدم از تنهایی متنفرم چون تورو دارم...چون خداتورو فرستاد که تنها نباشم...

عزیزم همه حالا حضورت را در قلبم احساس میکنم..پس تنهام نگذار


+ تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ | ساعت15:29 | نويسنده AGirl |



+ تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ | ساعت15:26 | نويسنده AGirl |



+ تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ | ساعت15:22 | نويسنده AGirl |



همش چهار سالم بود یه دختر چشم عسلی با موهای بلند ومشکی،صورتم کمی آفتاب سوخته شده بود چون ظهرا توی کوچه توپ بازی میکردم صمیمی ترین دوستم پرستو بود که توی کوچه بازی میکردیمپرهام شش ساله برادر پرستو بود که باآن موهای پرپشت وقارچی و چشمای مشتاقش به من نگاه میکرد اون روز پرستو نیومده بود و من تنهایی توی کوچه بازی میکردم پرهام روی پله دم خونشون نشسته بود ونگام میکرد وقتی دیدم یه ساعته زل زده به من

گفتم- میای بازی؟ولی اون همونطور سرشو به علامت نفی تکون داد خیلی حرصم گرفت فکر کرده بود کیه که خودشو واسه من میگیره! ازاون روز ازش بدم اومد!....



ادامــه مطلــب

+ تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ | ساعت15:22 | نويسنده AGirl |



+ تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ | ساعت15:21 | نويسنده AGirl |



………………….♥
………………♥
………♥
……♥
…..♥
……♥………………….♥…♥
……….♥………….♥…………♥
…………..♥…..♥………………♥
……………….♥………………..♥
…………….♥……♥…………..♥
…………..♥………….♥….♥
………….♥
………..♥
……….♥
………♥
………♥
……….♥
…………..♥
……………….♥
……………………..♥
………………………….♥
……………………………♥
…………………………♥
…………………….♥
………………♥
………….♥
…….♥
…♥
.
-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
- ----------♥
-------------♥
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`

--------♥
-------♥
….♥
…..♥
…♥
..♥
..♥
….♥
…….♥
………♥
………..♥
…………..♥
…………….♥
………………♥
………………..♥
………………….♥
……………………♥
………………………♥
………………………..♥
………………………….♥
……………………………♥
……………………………..♥
……………………………….♥
…………………………………♥
…………………………………♥
……………………………….♥
……………………………..♥
……………………………♥
…………………………♥
……………………….♥
…………………….♥
………………….♥
………………♥
………♥
……♥
…..♥
……♥………………….♥…♥
……….♥………….♥…………♥
…………..♥…..♥………………♥
……………….♥………………..♥
…………….♥……♥…………..♥
…………..♥………….♥….♥
………….♥
………..♥
……….♥
………♥
………♥
……….♥
…………..♥
……………….♥
……………………..♥
………………………….♥
……………………………♥
…………………………♥
…………………….♥
………………♥
………….♥
…….♥
…♥
.
-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
- ----------♥
-------------♥
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`

--------♥
-------♥
-----♥
---♥
--♥
-♥



-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
-------------♥
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
-------------♥
-----------♥
---------♥
--------♥
-------♥
-----♥
---♥
--♥
-♥


-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
-------------♥
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
-------------♥
-----------♥
---------♥
--------♥
-------♥
-----♥
---♥
-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
-------------♥
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`

--------♥
-------♥
-----♥
---♥
--♥
-♥



-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
-------------♥
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
-------------♥
-----------♥
---------♥
-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
- ----------♥
-------------♥
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`


--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
-------------♥
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
-------------♥
-----------♥
---------♥
--------♥
-------♥
-----♥
---♥
--♥
-♥


-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
-------------♥
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`
-------------♥
-----------♥
---------♥
--------♥
-------♥
-----♥
---♥
-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
-------------♥.
-------------♥
-----------♥
---------♥
.
(..')/♥ ♥('..)
.\♥/. = .\█/.
_| |_ ♥ _| |_


دلم بدجور شیفته نگاهت شده♥

♥دوست داشتم الان کنارم بودی

دستم توی دستت بود♥

♥و نگاهم خیره در نگاهت

تو حرف میزدی♥

♥میخندیدی

و من فقط خیره توی چشمات بودم♥

♥وای چه چیزی بهتر از این

دیگه از خدا هیچی نمیخواستم♥

♥گرمی احساس تو بهترین هدیه برام بود

شوق خندهات♥

♥شوق نگاهت

و زندگی هر جایی و هر جوری فقط با تو♥

♥آزاد

آزاد♥

♥آزاد

و آزادی برام یعنی کنار تو بودن♥☂♥



Pr○.Ғ Є-м H○мз

Archive

هفته اوّل اسفند ۱۳۹۲
هفته دوم بهمن ۱۳۹۲
هفته چهارم آذر ۱۳۹۲
هفته چهارم آبان ۱۳۹۲
هفته سوم آبان ۱۳۹۲
هفته دوم مهر ۱۳۹۲
هفته اوّل مهر ۱۳۹۲
هفته چهارم شهریور ۱۳۹۲
هفته سوم شهریور ۱۳۹۲
هفته دوم شهریور ۱۳۹۲
هفته اوّل شهریور ۱۳۹۲
هفته چهارم مرداد ۱۳۹۲
هفته دوم مرداد ۱۳۹۲
هفته اوّل مرداد ۱۳۹۲

links

عاشق تنها(پریسا بهترین دوست خودم
I L♂VE Y♀U.(آرش جونم و پانی)
عشق من یادم کن.(کشووووووو جونم)
عاشق تنها(آرش)
دوست جون جونیا.)فاطمه جونی
سایه های زندگی من.(مریم جون)
اس ام اس عاشقانه | اس ام اس زیبا | پیامک.
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿ ✿ TheWorldOfEmotions (فاطیما جون)
اصطلاحای اصفانی آ معنیاش..(همشهری گلم
پسر بلا.(امیر حسین.)
ღ❤ღ سایه روشن ღ❤ღ .(غزاله)
ویسکی میخوری؟
سلطان غم مادر
نوشته های منو تو .(فرشته
سپاهان اصفهان سرور کل ایران.(علی جونم..
عاشقانه زندگی کنیم(عباس و فاطی
روزای بارونی
احساس تلخ
●٠·˙قهوه در زمستان ❤●٠·˙(ali joon
عشق.(آرشین عزیز
هیس بیا تو_18(سجاد عزیز

Designed by

منبع کدهای زیباسازی


kaj tasavir کد کج شدن عکسها در وبلاگ

زيباساز وبلاگ | آیکُن

زيباساز وبلاگ | آیکُن

زيباساز وبلاگ | آیکُن

زيباساز وبلاگ | آیکُن

زيباساز وبلاگ | آیکُن

زيباساز وبلاگ | آیکُن

زيباساز وبلاگ | آیکُن

زيباساز وبلاگ | آیکُن

زيباساز وبلاگ | آیکُن

زيباساز وبلاگ | آیکُن

زيباساز وبلاگ | آیکُن

زيباساز وبلاگ | آیکُن

www.ghaleb-fa.blogfa.com www.ghaleb-fa.blogfa.com www.iconha.blogfa.com www.iconha.blogfa.com www.iconha.blogfa.com www.iconha.blogfa.com www.iconha.blogfa.com www.iconha.blogfa.com www.ghaleb-fa.blogfa.com www.ghaleb-fa.blogfa.com درخشش نور

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


صداموداری